الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
486
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مساله وحى و نبوت شده است ، سوره با مساله وحى آغاز شد ، و با مساله وحى كه همين آيات است پايان مىيابد . و از آنجا كه در آيات گذشته از نعمتهاى الهى سخن در ميان بود اين آيات از مهمترين نعمتهاى پروردگار و پربارترين مواهب او براى جهان انسانيت كه همان مساله وحى و ارتباط انبياء با خدا است سخن مىگويد . نخست مىفرمايد : « شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن بگويد ( و با او روبرو گردد ، چرا كه او منزه از جسم و جسمانيت است ) مگر از طريق وحى و الهام مرموز به قلب او » ( * ( وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً ) * ) . « يا شنيدن سخنان پروردگار از پشت حجاب » ( * ( أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ) * ) . آن گونه كه موسى بن عمران در كوه طور سخن مىگفت ، و پاسخ مىشنويد ، از طريق امواج صوتى كه خداوند در فضا ايجاد مىكند بىآنكه كسى او را مشاهده كند چرا كه او مشاهده كردنى نيست . « و يا از طريق فرستادن رسولى كه پيام الهى را به او ابلاغ كند » ( * ( أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا ) * ) . آن گونه كه فرشته وحى و پيك الهى « جبرئيل امين » بر پيامبر اسلام نازل مىشد . « در اين هنگام فرستاده الهى به فرمان پروردگار آنچه را خدا مىخواهد به پيامبرش وحى مىكند » ( * ( فَيُوحِيَ بِإِذْنِه ما يَشاءُ ) * ) . آرى راهى براى سخن گفتن خداوند با بندگان جز اين سه راه نيست « چرا كه او بلند مقام و حكيم است » ( * ( إِنَّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ ) * ) . بالاتر از آن است كه ديده شود ، يا با زبان سخن گويد ، و تمام افعالش حكيمانه است ، و ارتباطش با پيامبران روى حساب . اين آيه در حقيقت پاسخى است روشن به افرادى كه به خاطر بىخبرى